یا علیم
و اینک بیست سال می گذرد... بیست سال از عروج ابرمردی می گذرد که شکوه
پروازش نگاه صادق موحدان را بر اوج عروج انسانیت خیره کرد. بیست سال از سفر
مردی می گذرد که چهل حدیثش جنود عقل را به صحنه پیکار حق و باطل آورد. بیست
سال از رحلت مردی می گذرد که فریاد رسایش ویرانگر کاخ جباران بود.و خاطره او
هنوز در یادمان زنده است. و چگونه می توان از یاد برد پدری را که عمری در بند و
تبعید طاغوت زمانه اسیر بود تا رهایی را به ارمغان آورد. پدری که وسعت ایمانش تا
بلندی قله توحید می رسید و صلابت گفتارش در کالبد فسرده زمان می دمید.
دریای محبت بود. نستوه و پایدار زیست و با توشه ای از تقوا، قلبی مطمئن و روحی
شاد و ضمیری امیدوار به فضل خدا به میهمانی عرشیان شتافت.
او قلب تاریخ شد.
ای کاش می ماند تا در این رنجها که در غیبتش بر ما رفت همراهمان می شد و بر
استقامتمان می افزود.
ای کاش می ماند تا در محضر درسش می نشستیم و پیکرمان را در زیر باران ایمان
که از گفتار الهی اش بر می خاست آرامش می یافتیم.
تا روی تو را دیدم و دیوانه شدم از هستی و هر چه هست بیگانه شدم
بی خود شدم از خویشتن و خویشیها تا مست ز یک جرعه پیمانه شدم
معمار انقلاب رفت، اما پس از خود، نایبی از فرزندان دلیر حسین(ع) برای ملت به
امانت گذاشت که با گفتار با صلابتش، راه روشن پیر مرادش را ادامه می دهد و نور
فجر را یادآورمان می شود.
الهی! روح امام عزیزمان را از ما راضی گردان و دعای خیر او را در حق ما مستجاب
بفرما.

