السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا (ع)![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
اگرچه از میلاد پرسرور آقای رئوف،امام عشق و وفا ،شمس الشموس و انیس النفوس ،علی ابن الموسی الرضا (ع) میگذرد ،اما دلمان نیامد که حتی پس از گذشت یک روز، تهنیت نگفته ،بگذریم . از این جهت قصیده ای ازآقای محمد علی مجاهدی (نویسنده ی کتاب در محضر لاهوتیان ) را انتخاب کرده و تقدیم همه ی شیفتگان حضرتش می کنیم .
حسن شاه دین شرف بخشید ملک طوس را
شمع آری می کند روشن دل فانوس را
دیده را گفتم که : این روشندلی از چیست ؟ گفت :
توتیای خویش کردم خاک پاک طوس را
گشت مدفون جسم پاک حضرتش ،ماتم که چون
در دل قطره نهان کردند اقیانوس را ؟!
کرده حیران شوکت دربان او ،چشم قباد
کرده مفتون حشمت خدّام او، کاووس را
از برای خاکروبی درش،روح الامین
در کف خود هر سحر گیرد پر طاووس را
فکرت سقراط ، درکنه کمالش محو و مات
حکمتش ، درحیرت آورده است جالینوس را
مشعل خورشید ، روشن از فروغ روی اوست
پرتوش پر آب دارد چشم بطلمیوس را
طالبان دعوت حق ،در حریمش بشنوند
روز و شب با گوش دل آهنگ نای و کوس را
ای که در اسماء اعظم عمر خود کردی تلف
در خراسان آی و بنگر مظهر قدوس را
ای که مشتاق لقایی، بر حریمش رو نما
تا به چشم دل ببینی آن کنار و بوس را
گر رضای حق به جان خواهی، رضای او طلب
غیر این درگه چه پویی عالم محسوس را؟!
آن که باشد ضامن آهو به نزد خاص و عام
می کند امیدوار از لطف خود مأیوس را
سوختم گر در غمت نبود گریز از سوختن
گرد شمع عارضت(پروانه ی) محبوس را
**************
مگر در زیارت نامه ی حضرت علی بن موسی الرضا(ع) نمی خوانیم که :
تسمع کلامی و ترد سلامی ؟!

