بهار و عید و خدا
الهی به امید تو
لشکر زمستون با همه توپ پرش ، بلاخره از پا افتاد. دو هفته ای هست که هوای مطبوع بهاری جای سرمای طاقت فرسای زمستون رو گرفته . زمین پوست انداخته و ریه هاشو پراز هوای بهاری کرده .
الحمدالله این سرما یه عالمه نعمت و برکت و پر آبی و نوید سال خوب هم داشت.
بهار اومد. فصل گل ، رنگ ، تنوع و عطر و هرچه بوی خوشه. بهار دوست داشتنی ترین فصل ساله. آغازش با نوروزه و ادامش با نود و سه روز پر بار .
زمین جوون شده و مثل ساعات صبح زود ، ترد و دلچسبه . ما هم به لطف خدا فرصت کردیم تا در هر سنی ، طعم جوونی رو بچشیم و سال جدید رو به جشن بنشینیم. خوب دیگه تعطیلی ها که تموم شدو دوباره همه باید بچسبند به کار و زندگی و روز از نو روزی از نو .
هزارخونه این سمت ، هزار خونه اون سمت ، هزار خونه بالا و هزار خونه پائین هم عیدشونو گرفتند. آیا مثل ما ، یا نه ؟ لباسهای پارسالو پشت و رو کردن ، شیرینی رو به بهانه ای از سفره عید برداشتند؟ کفش های کهنه رو با آب و واکس برق انداختن و .... پدر بچه های همسایه دست راستی بود؟ مادر چطور؟ همه اعضای خونوادشون جوربود ؟ نکنه یکی رو از دست داده بودن و بهارشون با اندوه قرین شد ؟ مسافرت رفتن ؟ یا در خونه موندن تا صله رحم کنند؟ نکنه چون نداشتن ، درخونه شون رو بستن تا کسی نازکی آبروشونو نبینه و دلشونو به برنامه های تلویزیون خوش کردن ؟ گفتن :امسال یه عالمه فیلم سینمائی داره و ....
چقدر می تونیم امیدوار باشیم که هنوزم انسانیم و عیدمونو هم مثل شادی های دیگه با هم تقسیم کردیم ؟
خدا رو چقدر به دلمون راه دادیم ؟ از خودمون بپرسیم چندتا دل بدست آوردیم ؟ این و یه مسابقه تست خود شناسی محسوب کنیم .
چندتا دلو شکستیم ؟ دوتا ... چهارتا .... یادمون نیست ؟
چندتا دلو شادکردیم ؟ ده تا .... بیست تا ..... چیزی یادمون نمیاد ؟
بهشتو می پسندیم یا جهنمو ؟ فرقی نمی کنه ؟ ..... جهنم ..... بهشت هم باشه بدمون نمی یاد !؟.... محبتو چقدر می شناسیم ؟ چقدر ادای آدمای مهربونو در می آریم ؟ اصلا تا حالا اسم عشق رو شنیدیم !؟ می شناسیم ولی نمیدونیم کجا اونو دیدیدم ..... محبت چیه ؟ خدا رو چقدر می شناسیم ؟ خیلی !... کم .... خدا چقدر مارو می شناسه ؟ کامل ، بدون کم و کاست . نمی دونم بیایم به این موضوع فکر کنیم حالا فرصتیه که نتیجه این خود شناسی رو مقابلمون بگذاریم و به خدا فکر کنیم و به رضایت او و به عید که تموم شد و به همه اونهائی که عید رو با پدرو مادر ، و با لباس نو و اسباب عید یا بدون پدر و مادر و بی رخت نو و اسباب عید یا ...... گذروندن . هرچی بود تموم شد فقط دعا کنیم که در این سال نو همه برنامه زندگیمونو تغییر بدیم ، تصمیمات جدیدی بگیریم و به خدا مون و خودمون قول بدیم که به فراموشی نسپاریم .
بنابراین خوبه که انتظاراتمونو از دیگران کم کنیم و بیشتر از خودمون انتظار داشته باشیم . بیایم به هم قول بدیم از این به بعد دیگه هوای خودمونو بیشتر داشته باشیم تا رضایت خداجونو بتونیم جلب کنیم . تا می تونیم برای همدیگه دعا کنیم،این جوری شاید دعاهای خودمونم مستجاب بشه. انشاالله

