تبليغاتX
«هركه در زندگي راهنماي حكيمي نداشته باشد، هلاك مي شود. « امام سجاد عليه السلام از خاك تا افلاك

بسمه تعالی شأنه

..... همین جا زندگی می کرد، در همین دنیای خاکی و میان همین هیاهو ، اما زمینی نبود. نه اینکه از افلاک آمده باشد ، دل به خاک خوش نکرد و شد افلاکی ؛ افلاکی خاک نشین!  مَجاز دنیا را به یک جرعه از حقیقت ناب طی کرد و در این سراچه بازیچه جز نرد عشق نباخت. دانست که نشیمن او کنج این خراب آباد نیست و چشم و گوش ، همواره بر کنگره عرش و عرشیان داشت. جعفر مجتهدی موهبتی الهی بود که در اولین روز از بهمن  ماه 1303 ش . فضای عالم را به حضور خویش گرما بخشید. هر از گاهی خداوند برای پیشتر بردن عرفان و سیر و سلوک ، گوهری از صدف عنایت خویش برعالم خلقت ارزانی می دارد و او نیز آمده بود تا عرفان را در این عصر و زمان یک گام جلوتر ببرد.

سه گام تا حرم

برای سلوک  و روش عرفانی این مرد الهی تعریف خاصی نمی توان در نظر گرفت. شاید با توجه به نوع خاطراتی که بجا مانده ، شیخ جعفر مجتهدی در نگاه اول عارفی شناخته شود که صاحب کراماتی عجیب و بسیاری بوده است . لیکن این نوشتار برآن است تا با نگاه اندکی دقیق تر و بررسی حیات این بزرگ در سه دوره زندگی ، به ویژگی خاص روش ایشان اشاره کند.

 

1-     دوره اول از آغاز نوجوانی است تا زمانی که با ندای هاتفی از غیب ، راه صحیح طلب را به او نشان می دهند.  در این دوره بمنظور دستیابی به علم کیمیا به کسب علوم غریبه و تسخیر جن و ... مشغول ، و هدف او از بدست آوردن این علم ، نجات بیچارگان و مستمندان از فقر بوده است. در قبرستان بیرون شهر تبریز ، قبری برای خود حفر نموده و بذکر و فکر می پرداخت تا روزی ندائی شنید که می گفت : " جعفر! کیمیا محبت اهل بیت (ع) است ، اگر کیمیای واقعی می خواهی بسم الله ! "  خود می گوید : " تا آن روز و قبل از شنیدن ندای غیبی موفق شده بودم ، بسیاری از نیروهای نامرئی طبیعت را تحت فرمان درآورم ، بطوری که در هرمحفلی که حضور داشتم عده ای از ارواح و جنود جن ، حاضر بودند."

 

2-     کیمیای محبت اهل بیت عصمت و طهارت (ع) ، دومین دوره از حیات او را با عزیمت به نجف اشرف و توسل و التجا به دامان پاکشان و ریاضات شرعی رقم زد. بخشش یکباره تمام ارث پدری ، شاگردی نزد پیرمرد پاره دوز ، هشت سال اعتکاف در مسجد سهله، تسخیر موکلان و .... او را برای مقصدی عظیم آماده می کرد. به لطف خود اهل بیت (ع) ، و ریاضت هائی که به دستور امیرالمومنین (ع) ، انجام می داد خیلی چیزها بدست آورده و صاحب کراماتی نیز بود. اما راه عشق با گذشت دائمی عجین است. رها کردن آنچه بدست خود گرد آمده ، آموختن باختن ! که پاکبازی ، شیوه عاشقان است.  

 

تا هست زنیک و بد در کیسه من گردی

                                           در کوی جوانمردان  عیار نخواهم شد

 

3-     طالب دیدار جمال دل آرای وجه خدا ، امیرمومنان ، علی (ع) شد و این طلب ، او را به منزل سوم از سلوکش وارد ساخت. خطاب شد: " اگر بخواهی جمال حضرت را زیارت کنی تمام نتایجی را که بدست آورده ای از بین خواهد رفت ! "  عاشقان راستین در این نقطه حساس ذره ای تردید روا نمی دارند و بلکه مقایسه میان این دو مقام ، آزارشان می دهد.

 

دین و دل به یک دیدن باختیم و خرسندی

                                            در قمار عشق ای دل کی بود پشیمانی

 

اللهم اجعل عواقب أمورنا خیراً  

الهی آمین

 

 

+ نوشته شده توسط محسن در پنجشنبه 22 آذر1386 و ساعت 23:22 |

 

یا اجود من کل جواد

 

بحق مادرت فاطمه  (سلام الله علیهما)

به محفلی که تو باشی به باده حاجت نیست

هرآنکه روی تو بیند خراب گردد و مست

یا جواد الائمهعلیه السلم ادرکنی

 

این دو بیتی را ،در شب شهادت مظهر جود و سخا ، از میان دست نوشته های زائر حرم ایشان ، محسن عزیز مان پیدا کردیم. انشاالله هدیه به روح پاکش باشد........

 

عاشق پربسته ی کاظمینم             کبوتر خسته ی کاظمینم

دلش به دام عشق مبتلا بود             در انتظار مقدم رضا(ع) بود

 

 

شهادت جانسوز حضرت امام جواد (ع) برهمه عاشقان اهل بیت علیه السلام

 تسلیت باد.

 

+ نوشته شده توسط محسن در یکشنبه 18 آذر1386 و ساعت 11:37 |

  یا سریع الرضا 

آقاجون ! نمی دونم چه حکمتی بود که دو روزه ما نتونستیم داخل وبلاگ بشیم. و گرنه از سه شنبه می خواستیم باهات درد دل کنیم، و میلاد شما رو تبریک بگیم ولی حتما تو همین کارهم مصلحتی بوده که حتماهست..... روزمیلاد رفتیم به محسن تبریک گفتیم و حسابی باحاش حال کردیم.

به کوی رضا(ع) ، جان صفا می پذیرد         دل اینجا، فروغ خدا می پذیرد

تو ای بینوا ، رو بسوی رضا (ع) کن       که این پادشه ، خوش گدا می پذیرد

بپابوس او رو که زوار خود را             سرخوان جود و عطا ، می پذیرد

بود رحمتش بیکران همچو دریا            هم آلوده ، هم پارسا ، می پذیرد

اگر دردمندی بیا بر دراو                   که هر درد اینجا ، دوا می پذیرد

امید دل من ، به من کن نگاهی            که جان از نگاهت صفا می پذیرد

بخواه از خدا تا ببخشد گناهم               که تو آنچه خواهی ، خدا می پذیرد

خدایا ! من همونی هستم که وقت و بی وقت مزاحمت می شم ، همونی که وقتی دلش می گیره و بغضش می ترکه ، می آد سراغ تو . من همونیم که همیشه دعاهای گنده و زیاد می کنه و چشماشو می بنده و می گه : من این حرفا سرم نمی شه ، باید دعامو مستجاب کنی .

همونی که بعضی وقتها یا بیشتر وقتها ، گول شیطونو می خوره ولی گاهی خودشو برات لوس می کنه . همونی که کلی نماز و روزه ی قضا داره. همونی که وقتی شیطون گولش می زنه و به سراغش می یاد، بعضی وقتا ، پشت سر مردم حرف می زنه.

حالا یادت اومد من کی هستم ؟ می دونم بین اینهمه ..... آدم که داری ، می تونی منو تشخیص بدی. می دونم منو خوب می شناسی ، اسمم و می دونی ، می دونی کجا زندگی می کنم ، وخلاصه که  همه چیزمنو می دونی........

خدایا ، من توی قرآن ، یعنی همین کتاب آسمانی که تو با بنده هات راحت حرف می زنی ، گشتم و آیه ای پیدا کردم که ثابت کرد تو با همه دوست می شی .

سوره یونس آیه 62 : « آگاه باشید که دوستان خدا ترسی ندارند و غمگین نمی شوند. » 

پس یعنی منم می تونم دوست تو باشم ؟ اینجوری که خیلی خیلی عالیه . خدایا ازت سپاسگزار و ممنونم که اجازه دادی با تو دوست بشم. به هر وسیله و هر مناسبتی راه دوست شدن رو به ما نشون می دی . پس خدایا شکرت بازم شکرت که چشم ما رو به مسیردوست شدن باز نگه داشتی . الحمدالله .

                                   ***********************

هرکه خواهد همنشینی با خدا             گو نشیند در حضور اولیاء

از حضور اولیاء گر بگسلی          تو هلاکی زان که جزوی بی کلی

بی اختیار اشک توی چشامون حلقه زده و می گیم :

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا (ع)

 

+ نوشته شده توسط محسن در جمعه 2 آذر1386 و ساعت 22:23 |