تبليغاتX
«هركه در زندگي راهنماي حكيمي نداشته باشد، هلاك مي شود. « امام سجاد عليه السلام از خاك تا افلاك

 

يا صريخ المستصرخين

(اي دادرس دادخواهان )

 

در اين مه چون در دوزخ ببندي ---------- هزاران در زجنت برگشائي

 

حلول ماه نزول قرآن ، ماه مغفرت ، ماه بركت ، ماه دعا وماه ضيافت الهي بر همه مسلمانان مبارك باد.

 

سرنوشت  خاك را با  آب كامل  ساختي  ****  خرد كن در هم جهاني را كه از گل ساختي

عاقلان را خواستي تا سجده بر خاكم كنند ****  عشق را بازيچه يك مشت عاقل ساختي

روبه رويم آفريدي چهره اي از جنس ماه ****  زندگي را برمن ديوانه مشكل ساختي

غم بجانم ريختي ، آتش به رگ هايم زدي ****  سينه ام را داغ كردي ناگهان دل ساختي

از هراس سيلي  امواج  ويرانگر پراست ****  قلعه سستي كه بر شن هاي ساحل ساختي

از بهشتم  رانده اي باشد كه بر گرداني ام ****  بر نمي گردد ولي عمري كه باطل ساختي

 <<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>> 

در كتاب روح مجرد از مرحوم حضرت آقا حاج سيد هاشم حداد نقل شده است :

من تعجب مي كنم از اين دسته از سالكين كه مكاشفه مي خواهند ! چشم بازكنند، همه اين عالم مكاشفات است. مكاشفه تنها ديدن صورت در زاويه بصورت خاص يا حالت استثنائي نيست ؛ هرچه كشف از اراده و اختيارو علم و قدرت و حيات حضرت حق كند، مكاشفه است.

چشم بازكن و بنگر كه اين عالم خارج ، هرذره اش مكاشفه است، و حاوي عجايب و غرائب كه فكر را به منتهاي آن دسترس نيست .

اگرجبرئيل في المثل نزد تو آيد و بگويد: هرچه مي خواهي بخواه! ازدرجات ومقامات و سيطره ي بر جنت و جحيم و خلت حضرت ابراهيم و مقام شفاعت كبراي محمد (ص) و محبت آن پيامبر عظيم را ، تو بگو: من بنده ام. بنده خواست ندارد خداي من براي من هرچه بخواهد آن مطلوب است . حتي نگو: من خدا را مي خواهم ! تو چه كسي هستي كه خدا را بخواهي ؟! تو نتوانسته اي و نخواهي توانست او را بخواهي و طلب كني ! ولامحدود و تو محدودي ! و طلب تو كه با نفس تو و ناشي از نفس توست محدود است؛ و هرگز با آن ، خداوند را كه لايتناهي است نمي تواني بخواهي و طلب كني ! چرا كه آن خداي مطلوب تو در چارچوب طلب توست ، و محدود و مقيد به خواست توست، و وارد در ظرف نفس توست به علت طلب تو.  بنابر اين آن خدا ، خدانيست . آن ، خداي متصورو متخيل و متوهم به صورت و وهم و خيال توست ، ودرحقيقت، نفس توست كه آن را خداي پنداشته اي ! عليهذا دست از طلب خود بردار!

تو خودت را از طلب بيرون بياور، و از خواست و طلبت كه تا به حال داشته اي صرف نظر كن و خودت را بخدا بسپار؛ بگذار او براي تو بخواهد ، و او براي تو طلب كند!

پس ؛

بار خدايا از تو خواهش مي كنم به آبروي گراميت و نام بزرگت ، رحمت فرستي بر محمد و آل محمد (ص) و بيامرزي گناهان بزرگ مرا.

الهی آمین.....

+ نوشته شده توسط محسن در پنجشنبه 22 شهریور1386 و ساعت 23:41 |

                                      

                                         بسم الله الذی هو مدبرالامور

 

               بيا زباده ي توحيد ساغري بزنيم ......... گشوده بال و به افلاكيان سري بزنيم

 

         كنج اين غربت غم  گريم بر حال زارم --- تشنه ام برنگاهت در راهت جان سپارم

        اي آرزوي خوبان عالم ---- حسن تو حسن حضرت خاتم ... العجل مولا   مولا   مولا

 

بس است اين همه غفلت چراغ راه كجاست ؟  ****   به عاصيان سيه رو بگو پناه كجاست ؟

به خيل قافله ي مانده مات و سرگردان          ****   بگو كه راه كدام و بگوكه چاه كجاست ؟

كجاست نور اميدي كه روشناي دل است ؟      ****   به شام خسته دلان گو فروغ ماه كجاست ؟

الا كه شاهد حال دل پريشاني                      ****   توئي گواه من وجزتوام گواه كجاست ؟

من آمدم كه دلم را به حجت تو دهم              ****    به رهروان طريقت دليل راه كجاست ؟

فروغ صبح اميد اي سلاله ي خورشيد          ****   شب شكسته دلان را بگو پگاه كجاست ؟

 

خدايا مي خواهم از كسي بگويم ؛ اما نمي دانم چه بگويم.

بغض گلويم را مي فشرد٬

آرام آرام اشك گونه هايم را نوازش مي دهد.

ترس دارم از خالقم گلايه كنم ، اما ......

الهي گفتي "" ادعوني استجب لكم "" خواندم ، پس چه شد ؟

خدايا مگه نگفتي هر كه به خانه ات بيايد ، در نگاه اول دعايش رواست.

خدايا مگه نگفتي دعا در حرم حسين (ع) رد نمي شود.

خدايا مگه نگفتي وقت نزول رحمت ، دعا مستجاب است.

خدايا مگه نگفتي عصر جمعه ، هنگام استجابت دعاست.

خدايا مگه نگفتي ......

الهي دعا شرمنده ي من شد.

الهي انتظار خسته شد.

الهي گفتي اگر روزي از دنيا بمونه، مي آيد؛ خدايا روزي بيش از دنيايم باقي نيست.

اگر منتظري    منتظر شوم ،  تا نخواهي منتظر نشوم.

اگر منتظري   در تنگنا شوم ، تا نخواهي در تنگنا نشوم.

الهي بيابان نشينت خسته شد.

 

پس تفالي به قرآن زدم اين كريمه آمد؛

 

اي رسول ما كافران بسخريه از تو تقاضاي تعجيل در عذاب مي كنند و هرگز وعده ي خدا (بعذاب آنان) خلف نخواهد شد و همانا يك روز نزد خدا چون هزار سال بحساب شماست.  (سوره حج آيه 47 )

 

خدايا دهانم بسته شد. اما نه ، يك جمله بگويم ، ديگر هيچ ......

« الهي سيصد و سيزده، قرينه است ، سيصدو چهارده ، قرينه را برهم زند.»

والسلام

 

+ نوشته شده توسط محسن در سه شنبه 6 شهریور1386 و ساعت 0:17 |